على محمدى خراسانى

163

شرح رسائل (فارسى)

و امّا مطلب دوم : خنثى حق ندارد با مردى ازدواج كند بدليل اينكه اصل عدم زن بودن او است . ان قلت : اصل عدم انوثيت معارض است با اصل عدم ذكوريت . . . قلت : منظور ما اينست كه شرط تزوج احراز انوثيت است و در اينجا محرز نيست لذا شك دارد در تأثير اين عقد اصل عدم تاثير و استصحاب عدم زوجيت جارى مىشود فلا يجوز لها التزويج . در خاتمه : شيخ طوسى در باب ارث فرضيه‌اى را ذكر كرده و آن اينكه اگر وارث ميت خنثاى مشكل بود درحالىكه زوج است ارث او چقدر است ؟ يا زوجه است ارث چقدر مىبرد ؟ پس معلوم مىشود خنثى مىتواند ازدواج كند فافهم : شايد مراد اين باشد كه فرض شيخ صرف فرض است و دليل بر وقوع آن نيست . تبصره : دو اصلى كه مرحوم شيخ به آن استدلال نمودند يعنى اصالة عدم الذكورية در قسمت تزويج و اصالة عدم الانوثية در قسمت تزوّج و سپس فرمودند : بمعنى عدم ترتب الاثر . . . و ما گفتيم اين جمله دفع دخل است و در ضمن ان قلت و قلت عنوان كرديم در حقيقت از باب سبب و مسبب است يعنى اصل عدم ذكوريت اصل سببى است و اصل عدم زوجيت اصل مسببى است و در جاى خود خواهد آمد كه اگر اصل سببى بلامانع باشد همان اصل جارى مىشود ولى اگر مبتلا به مانع از قبيل تعارض شد اصل سببى ساقط مىشود آنگاه نوبت به اصل مسببى مىرسد و آن چون مانعى ندارد جارى مىشود خذ فاغتنم . ( پايان مباحث قطع ) * * *